مثلا در دورهای که در مجلس حضور داشتند، فراکسیونهای مستقلان را تشکیل دادند تا در بین اصولگراها و اصلاحطلبها توازن ایجاد کنند و هر کس میخواست بهسمت افراط برود، مانع میشدند که تدبیر و ایجاد توازن در قوه مقننه از لوازم قانونگذاری سنجیده و اصولی است.
ویژگی دیگر، اخلاق بزرگوارانه و پیامبرگونه ایشان بود. کینه به دل نمیگرفتند و اگر احساس میکردند کسی از او ناراحت است، تلاش میکردند ناراحتی را برطرف کنند. در سطح کلان حتی در مقابل بیمهریها، ضمن دفاع از خود بسیار مراقب بودند آسیبی به نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه وارد نشود.
ایشان دو بار برای ریاست جمهوری رد صلاحیت شدند و معمولا افراد در چنین مواقعی یا با نظام قهر میکنند یا به صف مخالفان میپیوندند اما راه سومی را انتخاب کردند. ایشان دنبال احقاق حق خودشان رفتند و دلایل رد صلاحیت را از خواستند. با وجود مقاومت، با پافشاری دلایل مکتوب را دریافت کردند و پاسخ مستوفی و مفصلی در رد این دلایل تهیه و برای همه شخصیتها و نهادهای مرتبط ارسال کردند.
اگر بخواهیم درباره میراث سیاسی و شخصیتی ایشان صحبت کنیم، نکته مهم این است که شهید لاریجانی اهل اندیشه و تعقل بود؛ نمونهای از انسانهایی که حرکت سیاسیشان اندیشیده و سنجیده است و از افراط و تفریط پرهیز میکند. برای پیروی از این مسیر، نیروهای سیاسی باید هم قوه تفکر و هم تقوای الهی را در خود تقویت کنند.
بسیاری از خطاهای سیاسی ناشی ازیکی از این دو عامل است: اول؛ عدم توانایی در تحلیل صحیح مسائل که منجر به تصمیمگیری اشتباه میشود. دوم؛ تحت تاثیر دشمنیها و کینهها قرار گرفتن که باعث میشود تقوای الهی رعایت نشود و واکنشهای احساسی و هیجانی غلبه کند.
برای حرکت در مسیر اعتدال و عقلانیت، انسان باید قدرت تحلیل خود را تقویت کرده و همزمان بر نفس خود تسلط داشته باشد تا دچار لغزش نشود.
در پایان لازم است تاکید شود که نباید سرمایههای انسانی و شخصیتی کشور بهراحتی از دست برود. ترور شخصیتهایی مانند شهید لاریجانی نباید صرفا بهعنوان آرزوی شهادت تعبیر شود و جنایت دشمن کماهمیت جلوه داده شود. باید همانطور که برای جبران خسارات اقتصادی تلاش میکنیم، برای پیگیری حقوقی و انتقام از ترورها نیز اقدام شود تا دشمن دیگر جرأت نکند بهراحتی شخصیتهای ما را هدف قرار دهد.